پرونده
میخوام آغاز مطالبمو با یک پرونده شروع کنم که ممکنه یه روز یه چنین پرونده ای برخورد کنید؟
(الف) دزدی سابقه دار است روزی به یک فروشگاه لوازم صوتی و تصویری می رود و به صاحب مغازه میگوید: از شهرستان برای کار به تهرات آمده و جایی برای خوابیدن ندارد و زن و فرزندش نیز در شهرستان می باشند ... . صاحب فروشگاه که مردی مسن و ساده بود با شنیدن حرفهای او دلش به رحم آمده و به او اجازه می دهد که در فروشگاه وی مشغول به کار شود و شبها نیز یک گوشه از فروشگاه بخوابد.پس از مدتی که از کار کردن (الف)در آن فروشگاه گذشته بود توانست اعتماد صاحب فروشگاه را به خود جلب کند و در پی آن نیز صاحب فروشگاه کلید گاو صندوق را نیز در اختیار او گذاشت. یک شب که صاحب فروشگاه رفته بود (الف)به همراه دوستش (ب)که وانت هم داشت برخی اجناس گران قیمت و پول های گاو صندوق را سرقت می کنند و از مغازه خارج می شوند.در یکی از اتوبان ها مأموران پلیس که در حال گشت بودند به آنها مشکوک شده و فرمان ایست دادند. 0ب) بدون توجه به فرمان پلیس به راه خود ادامه داد پس از تعقیب و گریز فراوان اتومبیل در یکی از خیابانها متوقف شده و معلوم میشود که (ب) چندی پیش آنرا سرقت کرده و پلاک آن را نیز عوض نمود. پس از انتقال آنان به کلانتری (ب) عنوان میکند که (الف)به او گفته میخواهد این اجناس را برای خریداری در بالای شهر منتقل کند و نمی دانسته که وی قصد سرقت دارد.(الف) نیز در بازجویی های ضمن اعتراف به سرقت و برگرداندن اجناس و پول ها توبه می کند.
شما اگر وکیل (الف)بودید چطور دفاع میکردید؟
اگر قاضی پرونده بودید چطور حکم میکردید؟