بسم الله الرحمن الرحیم
سمینار جایگاه علم حقوق در ایران
آذر ماه امسال سمیناری که می تواند به عنوان آغاز رنسانسی در علم حقوق ایران باشد با حضور آقای دکتر ایرج گلدوزیان استاد دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و آقای دکتر سید حسین صفایی استاد دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران با تلاش اساتید و دانشجویان موسسه آموزش عالی علامه محدث نوری شهرستان نور در سالن آمفی تئاتر این شهرستان برگزار شد. آقای دکتر عیسی زاده فوق لیسانس حقوق جزا و جرم شناسی موسسه مزبور به عنوان مقدمه و سرآغاز بحث به ایراداتی چند در جایگاه علم حقوق در ایران اشاره کردند ایشان عدم تطبیق دانشگاههای حقوق با قوه ی قضاییه را که منجر به گذراندن دوره های کارآموزی قضایی برای فارغ التحصیلان این رشته می شود رایکی از مشکلات علم حقوق در ایران عنوان کرد. ایشان قدیمی بودن منابع حقوق و عدم هر گونه تغییر و تحول در آن و همچنین فاصله ی حقوق با جامعه را به عنوان اساسی ترین مشکلات علم حقوق در ایران اظهار کردند.
آقای دکتر صفایی برای بررسی جایگاه علم حقوق در ایران تحولات این رشته را به سه دوره ی قبل از مشروطیت ، از مشروطیت تا انقلاب اسلامی و از دوره انقلاب اسلامی تاکنون منحصر می داند:
1- دوره ی قبل از مشروطیت: انقلاب مشروطه در سال 1324قمری مصادف با 1285 شمسی بوده است. در این دوره فقه و حقوق مترادف بوده و از هم متمایز نبوده و حقوقدانان ، فقها بودند و قضات هم اغلب علمای فقه بودند قضاوت نیز در دست علمای شرع بوده و بعضاً حکام ولایات نیز قوانینی وضع کرده و مجازات تعیین می کردند.
2- از زمان مشروطه تا اتقلاب اسلامی: در این دوران فقه و حقوق از هم جدا شدند و حقوق نه کاملاً و صد در صد از فقه جدا بوده و گاهاً بین فقه و حقوق تفکیک می شد. ایشان در ادامه افزودند امروز ما بین فقه و حقوق تفاوتهایی قائل هستیم و می توانیم از چند جهت بین فقه و حقوق تفکیک قائل شویم از لحاظ موضوع و محتوا، از لحاظ ساختار و مفاهیم ، از لحاظ منابع و هدف.
از لحاظ موضوع و محتوا : موضوع فقه احکام تکلیفی و وضعی است که همان احکام پنجگانه وجوب ، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه می باشد.
از لحاظ محتوا نیز در کتب فقهی از عبادات و عقود وایقاعات و احکام بحث می شود. قلمرو فقه وسیعتر از قلمرو حقوق است. در فقه از رابطه ی انسان با خدا ولی در حقوق از وظایف و تکالیف افراد نسبت به خود و دیگران صحبت می کنیم و در واقع ما در حقوق از روابط اجتماعی و روابط مردم با یکدیگر بحث می کنیم.
از لخاظ ساختار و مفاهیم : در تقسیم بندی ، مبانی حقوق از فقه متمایز است و از لحاظ مفاهیم نیز ایندو متفاوت اند. حقوق به داخلی و بین الملل قابل تقسیم است و این تقسیم بندی در فقه مورد بررسی قرار نگرفته و از دستاوردهای علم حقوق در دوران حاضر است. از لحاظ مفاهیم نیز مفاهیم زیادی داریم که از فقه گرفته نشده البته قابل ذکر است که بخش قابل توجهی از مفاهیم از فقه اقتباس شده است. مثلاً مفهوم تابعیت مفهوم جدیدی است که در فقه وجود ندارد مفهوم اقامتگاه ، ثبت احوال، سند رسمی یا عادی که طبق مواد قانون مدنی مفاهیم جدیدی است که ریشه ی فقهی ندارد.
از لحاظ منابع: منابع فقه عبارتند از : کتاب ، سنت، عقل و اجماع اما منابع حقوق که در مقدمه علم حقوق مفصلاً در مورد آن بحث شده ست عبارتند از: قانون، عرف و عادت، رویه ی قضایی و آرای علمای حقوق(دکترین).
از لحاظ هدف: هدف فقه تضمین سعادت دنیوی و اخروی انسان است و هدف حقوق تنظیم و اداره ی روابط اجتماعی است به عبارت دیگر هدف حقوق ایجاد نظم واجرای عدالت است و در آن تنظیم روابط مردم مورد نظر است.
3- دوره ی انقلاب اسلامی تا کنون: دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران در سال 1313 شمسی تأسیس شد ولی قبل از آن موسسه ی حقوق وجود داشت.
در این دوره تحول مهمی در علم حقوق ایران ایجاد شد. قوانین اصلاح شده و منطبق با شرع می شوند. در این دوره برنامه های نظام آموزشی تغییر می کنند و کتب نیز اصلاح می شوند. البته اصلاح و تحول قوانین رابطه ی حقوق ایران را با حقوق قبلی قطع نکرده است بلکه حقوق قبلی را تداوم بخشید. این اصلاحات و تحولات هم دارای آثار مثبت و هم منفی بود قانون گرایی در گذشته بیشتر بود در حالی که امروز قانون گریزی بیشتر شده است ،از آثار مثبت این تحولات می توان به اینکه دانشگاهها بیشتر شده، علمای حقوق بیشتر شده اند ، فرهنگ حقوقی بالاتر رفته است و دانشجویان خانم نیز افزایش قابل توجهی یافته اند اشاره کرد که پس از انقلاب در دانشکده های حقوق ما رخ داده است.
قبل از انقلاب حقوق ایران هویت مستقلی نداشت و وابسته به نظام حقوقی رومی - ژرمنی بود چون بخش اعظمی از قوانین ما از کشورهای فرانسه ، آلمان ، بلژیک و ایتالیا گرفته شده بود ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک هویت مستقل یافت. امروز حقوق ما نه وابسته به نظام حقوقی رومی- ژرمنی است و نه حقوق اسلامی سنتی و قدیمی زیرا ما مفاهیم جدیدی در حقوق ایران داریم از قبیل محیط زیست ، حقوق مالکیت فکری و ... . البته تدوین مفاهیم جدید در حقوق ایران به معنای جدایی مطلق از حقوق اسلام نیست بلکه تدوین این مفاهیم با این شرط صورت می گیرد که مخالف شریعت اسلام نباشد.
همچنین ایشان آثار منفی این تحولات را به شرح ذیل اعلام داشتند:
1- عدم استفاده از علمای حقوق در قانونگذاری : به عنوان مثال لایحه ی حمایت از خانواده که اکثر اساتید، قضات و وکلا معتقدند که این لایحه ناقص است و در واقع آن را مورد انتقاد قرار دادند.
2- نقص دستگاههای آموزشی و برنامه ها و روشهای آموزشی : با توجه به اینکه علم در دانشگاهها وجود دارد به عبارتی این دانشگاه است که تولید علم می کند بنابراین فضای آموزشی می تواند بر تولید علم و جایگاه آن تأثیر بگذارد. ایشان افزودند در دانشگاههای ما متأسفانه گفت و شنود و ارتباط کافی بین استاد و دانشجو وجود ندارد و اساتید در اکثر دانشگاهها درس داده و از محیط آموزشی خارج می شوند.
3- انگیزه ی ضعیف و کمبود علاقه در دانشجویان: کمبود بازار کار یکی از دلایل این مشکل است و تنها راه برون رفت از این مشکل ایجاد بازار کار برای فارغ التحصیلان رشته ی حقوق است به عنوان مثال به جای اینکه کارهای حقوقی را به شوراهای حل اختلاف واگذار شود می توان از فارغ التحصیلان رشته ی حقوق بیشتر استفاده کرد.
4- تدریس بیش از حد اساتید یا کارهای برون دانشگاهی آنان : اکثر اساتید امروزه کار آموزشی را شغل دوم خود قرار می دهند و بیشتر وقت خود را به کارهای برون دانشگاهی از قبیل وکالت، قضاوت یا سردفتری اختصاص می دهند و کمتر به تدریس مشغولند.البته تدریس بیش از حد نیز فرصت گفت و شنود و ابراز نظر را از دانشجویان می گیرد و آنان را استاد محور می کند.
5- نارسایی مقررات راجع به استخدام ، ترفیع و ارتقای اعضای هیأت علمی دانشگاهها : در استخدام و ترفیع دقت کافی به عمل نمی آید و در ارتقاء نیز قوانین دست و پا گیر زیاد است.
6- عدم برنامه ریزی صحیح و عدم توجه به برخی از دروس اختیاری در دانشگاهها: به عنوان مثال کم کردن واحد برخی از دروس مثل حقوق ثبت که یک واحد آن هم اختیاری است.