بسم الله الرّحمن الرّحیم

           قتل در صورتی عمدی است که قاتل به قصد سلب حیات غیر قانونی از مجنی علیه محقون الدّم  ضمن آگاهی قبلی از نتیجه ی حاصل از فعل مجرمانه اقدام به فعلی کشنده نماید و یا از آلت نوعاً کشنده برای جراحت به دیگری استفاده نماید و موجب قتل  او نیز شود.

          در مادّه ی مذکور مقرر شده است :« قتل در موارد زیر عمدی است:

          الف)مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معیّن یا فرد یا افراد غیر معیّن از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.

          منظور از کار نوعاً کشنده در قتل عمدی ، ایجاد صدماتی است که گاه به اعتبار وسیله و آلت به کار رفته در قتل و گاه به اعتبار حساسیّت موضع اصابت در مورد هر انسان متعارفی موجب سلب حیات از مجنی علیه می گردد یعنی آلت گاه به اعتبار موضع اصابت کشنده است و گاه خود آلت ذاتاً کشنده است.

          در صورتیکه کار نوعاً کشنده باشد میان فقها اختلاف نظری مبنی بر اینکه فرد قصد مجرمانه داشته یا نه ، نمی باشد زیرا چنانچه از قیاس و یا ضابطه ی عرفی نیز استفاده کنیم واضح و مبرهن است که در صورت وجود قصد فتل، فعل انجام شده نیز عمدی خواهد بود.زیرا نه جهل به حکم مسموع است نه جهل به موضوع زیرا افراد جامعه این عمل را موجب قتل دانسته و عدم آگاهی نسبت به چگونگی استعمال آلت کشنده نیز قابل قبول نیست زیرا استفاده از بعضی آلات صرفاً و منجزاً و در واقع ذاتاً موجب بروز جنایت (بر نفس یا مادون نفس) می شود.به عنوان مثال چنانچه شخصی با گلوله ای به پای دیگری شلیک کند و اتّفاقاً به قلب او برخورد کند و بمیرد قتل عمد است زیرا صرف استفاده از تفنگ و گلوله موجب جنایت می باشد و جهل به موضوع و حکم مسموع نخواهد بود.

          در صورتیکه فعل کشنده نباشد میان فقها اختلاف نظر وجود دارد . گروهی از فقها آن را قتل عمد ندانسته و معتقدند که چنانچه آلت مورد استفاده یا فعل انجام شده نوعاً کشنده نباشد قصد قتل مانند عدم قصد است و در واقع نظر خود را چنین تکمیل می کنند که مناط در عمد بودن قتل، قصد قتل است نه صرف کشنده بودن عمل و در واقع در اینصورت فرد قصد قتل نداشته و فعل او نیز عمدی نخواهد بود.

          ب)مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام می دهد که نوعاً کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد . این شقّ از مادّه زائد به نظر می رسد زیرا همانطور که گفته شد صرف عدوانی بودن فعل (وجود عمد در انجام کاری که نوعاً کشنده است) برای مجازات قصاص کافی می باشد.

          ج)مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری که انجام می دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی و یا کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آن اگاه باشد.

          به نظر می رسد در این بند آگاهی قاتل از بیماری یا ناتوانی و کودکی و امثال آنها برای اثبات قصاص شرط شده است. به عنوان مثال کسی، دیگری را در جایی حبس می کند و به او آب و غذا نیز می دهد ولی شخص در اثر بیماری قلبی و عدم استفاده ی بموقع از دارو فوت می کند. در صورت آگاهی جانی از بیماری شخص، وی محکوم به قصاص می باشد در غیر اینصورت قتل غیر عمد بوده و مورد از موارد جنایات به تسبیب است که بر دادرس است تا در اینصورت که سبب و مباشر جمع شده اند تأثیر هر یک را مشخص کند. چنانچه تأثیر هر دو(سبب و مباشر) در وقوع جنایت برابر باشد هر دو بطور مساوی عهده دار پرداخت دیه خواهند بود که در مثال مذکور طبق ماده ی 365 ق.م.ا. جانی باید نصف دیه را پرداخت کند.

          امام حمینی نیز در تحریر الوسیله این شقّ از مادّه را از مصادیق جنایات به تسبیب آورده و ذکر می کند اگر مقتول به علّت بیماری و یا کودکی و یا پیری و ناتوانی و مانند اینها ضعیف باشد و کاری که با او انجام می دهند نوعاً کشنده نباشد و قاتل نیز قصد کشتن نداشته باشد اما بداند که طرف ضعیف است قصاص در آن ثابت خواهد بود.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

          منابع:

          1_شرح قانون حدود و قصاص _حجّت الاسلام والمسلمین حاج سیّد محمد حسن مرعشی _ جلد اول انتشارات چاپخانه ی وزارت ارشاد اسلامی پاییز 1365

          2_محشّای قانون مجازات اسلامی ، دکتر ایرج گلدوزیان _ انتشارات مجمع علمی و فرهنگی مجد_ بهار 1386

          3-حقوق جزای اختصاصی1جرایم علیه اشخاص _ دکتر محمد هادی صادقی_ انتشارات میزان_پاییز 1387

          4_ قانون مجازات اسلامی ندوین جهانگیر منصور سال 1387