آشنایی با آیه ی 38سوره ی مبارکه ی مائده:
در این آیه حکم مجازات جرم سرقت بیان شده است که خداوند می فرماید:«وَالسّارِقُ وَالسّارِقَهُ فَاقطَعُوا اَیدِیَهُما جَزآءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللهِ عَزیزٌ حَکیمٌ. دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملشان ببرید . این عقوبتی است که خدا بر آنان مقرّر داشته و خدا بر هر کار مقتدر و به مصالح خلق دانا است.» این آیه از جمله مواردی است که خداوند در آن بین زن و مرد تفاوتی قائل نشده و مجازات جرم سرقت (حد) را بطور یکسان و برابر معرفی کرده است. اما نکته ای که لازم بذکر است بی قید و شرط بودن و به عبارتی عدم تعیین شرایط لازم (چه در سارق و چه در مال مسروق) برای اثبات و اجرای حد است.اما در قانون مجازات اسلامی که از قرآن و فقه اسلامی سرچشمه می گیرد شرایطی تعیین شده که با توجه به متن صریح قرآن بنظر می رسد با آن اختلاف داشته باشد و در هیچ شرایطی امکان اجرای حد نباشد(جز در موارد کاملاً استثنایی) زیرا در ماده ی 198این قانون شانزده شرط و چهار تبصره بیان شده است که اجرای حد منوط به اجتماع شرایط مذکور است که به نظر می رسد امکان جمع این شرایط نادر و چه بسا غیر ممکن باشد و باعث این شود که عملاً حدی از برای سرقت اجرا نشود.
ماده ی 201ق.م.ا. مقرر می دارد:«حد سرقت به شرح زیر است:
الف)در مرتبه ی اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن بطوریکه انگشت شست و کف دست او باقی بماند.زیرا بنظر اکثر فقها آنچه در آیه آمده «ید» است که به معنای دست راست می باشد.
ب)در مرتبه ی دوم ، قطع پای چپ سارق از پایین برآمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح او باقی بماند.
ج)در مرتبه ی سوم حبس ابد. دلیل این شق از حکم روایتی است از امام باقر (ع) که فرمود اما علی (ع) شخصی که برای سومین بار مرتکب سرقت می شد حبس می کرد و می فرمود: از خدایم خجالت می کشم که بنده اش را بدون دستی که خود را با آن پاک کند و بدون پایی که با آن به سوی حاجات خود رود وتگذارم.
د)در مرتبه ی چهارم اعدام ولو سرقت در زندان باشد.
در تفسیر المیزان به نقل از تفسیر عیاشی ذیل این آیه به نقل از حضرت علی (ع) روایتی آمده است که در آن می فرماید: دستان را از انگشتان تا کف دست قطع کنید که چون کف درست متعلق به خداست و برای سجده بکار می رود لذا قطع کردن آن درست نمی باشد و تجاوز از حد است.
در واقع در این دو حدیث علت و فلسفه ی حکم این ماده آمده است و در واقع مرجع این ماده در فقه ما نیز می باشد.اما نکته ای که مطمح نظر است بیان آیه است و اینکه چرا در اسلام زنان و مردان در مجازات برابرند ولی در حقوق و برخورداری از آن زنان نصف مردان از حقوق برخوردارند؟آیا غیر از این نیست که اسلام به زنان بی توجه است و انسانیت زنان را منوط به وجود مردان می داند؟در واقع نه این است که اسلام زنان را جزیی جدا از بدن مردان برای تولید مثل و بقای نسل می داند و چنین احکامی را برای دل خوش کردن زنان به زندگی بیان کرده است؟اگر این دین در ایران ظهور می کرد و زنان و مردان که ماهیتاً انسانی هستند برابر، جز در عقل و خرد و در احکام نیز برابر و آنگونه که باید بودند تشریع و تقنین می شد.اعراب وحشی و بیابانگرد این دین را می پذیرفتند؟ در صورتیکه ما در ایران باستان خود احکام و قوانین را داشتیم که زنان و مردان در آن برابر و مساوی بودند. چرا آنقدر که از حقوق اسلام حرف زده می شود در هیچ محفل حقوقی از لوح حمورابی که یکی از افتخارات هر ایرانی با غیرت و متعصب است حرفی به میان نمی آید؟لوحی که سر منشأ و پایه گذار حقوق در جهان و دنیاست.
الا ای آدمیان اسلام تنها یک دین است با مبنایی اعتقادی و اخروی که تنها جنبه فردی و شخصی دارد و رابطه ایست میان بنده و خدای خود تا از طریق احکام عبادی به خدا برسد و نباید در سایر شاخه های زندگی اجتماعی داخل شود زیرا هر شاخه به مقتضای زمان تغییر مسیر می دهد و تغییر مسیر هم چیزی جز نقصان نیست که این صفت از دین خدا و خدا بدور است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
1-حقوق جزای اختصاصی -دکتر حسین میر محمدصادقی-تهران-انتشارات نشر میزان-چاپ بیست و یکم زمستان 1387
2-حقوق جزای اختصاصی دکتر ایرج گلدوزیان-تهران-انتشارات مؤسسه ی انتشارات جهاد دانشگاهی(ماجد)-چاپ ششم1387
3-محشای قانون مجازات اسلامی-دکتر ایرج گلدوزیان-تهران انتشارات مجمع علمی فرهنگی مجد-چاپ نهم1387
4-با مجازاتهای اسلامی آشنا شویم-فروغ تنکابنی-انتشارات نشر جهاد- چاپ اول
5-تفسیر المیزان-علامه طباطبایی-جلد پنجم